khosh umadi :)
عاقا امتحان علوم داشتیم اون سال توو هر میزی یه نفر می نشست . خلاصه من اومدم تقلب کنم . . . این دختره ی خر نامرد بلند شد برگشو بده گفت : یگانه این فک کنم پاک کن توعه بیابگیر اعصابم ریخت بهم با لبخندی پاک کن رو گرفتم من ک نمی دونسم این چجور ادمیه ... بهم بعدنا گف: من تاحالا توو عمرم تقلب نکردم و نخواهم کرد ..! این یه نمونه از دخترا .بعد می گن چرا دلت میخاد پسر باشی?? Be Khoda . . . ینی صندلی تکی نبود نیمکت بود
رو پاک کن خودم نوشتم :باز ?با شماره سوال
بعد مراقبه ک یکی از معلمامون بود بهش گف :بیابرگتو بده چرا حرف می زنی ?? اونم برگشو خوشحال داد و رفت .
یادش نخیر . . .!
غیر انتفاعی درس می خوندیم .کنار بچه های پولدار توو یکی از مدرسه های معروف مشهد
که همه شنیده بودن.
عاقا بگم جهنم بود
بابام میومد توو کوچه دیگه پارک می کرد چون جا نبود (کوچه مدرسمون تنگ بود) ناظم میومد می گفت :یگانه ؟
چرا میری اون کوچه ??می گفتم جا نیست و اینا
می گفت : ب بابات بگو توو کوچه مدرسه پارک کنه ...!!( غیر منطقی تر از ناظممون جایی ندیدم!)
صبح تا ظهرم که به حجاب من گیر میدادن .
بخدا سوما بودن که حجابشونم بدتر از من اما ب من گیر میداد !!!!!
اما من اصلا فشن نبودم حتی موهامو درستم نمی کردم .بچه خرخونم بودم .ینی بگم فقط: من المپیادعلوم قبول شدم با رتبه 10 در ناحیه . . . ! حقم این رفتار نبود .
در یک کلام بگم : راهنمایی من بخصوص سال دوم راهنمایی برام جهنم بود ....!
Power By:
LoxBlog.Com |